You drove me crazy about you...

//ادامه‌ی پارت قبلی//
بعداز تموم شدن کارت، لباس‌ها رو توی کمد گذاشتی و گفتی:" میرم یکم برات آب بیارم."
دقیقا همون لحظه‌ای که خواستی ازش دور بشی و از اتاق خارج بشی، دستت رو گرفت و کنار خودش، روب تخت پرتت کرد.
_آب... لازم ندارم. من فقط و فقط خودتو میخوام.
○اوففف؛ بوی الکل میدی! نمیخوای دوش بگیری؟!
بیشتر تورو توی آغوشش فشار داد و گفت:" فقط بزار یکم همینجوری بمونیم... خب؟! مگر اینکه خیلی اذیتت کنه!"
لبخند آرومی زدی و دستت رو روی لپش کشیدی.
○از این پسر... هیچی اذیتم نمیکنه. حتی وقتی مستی... چطور میتونم انقدر عاشقت بشم؟! سئو چانگبین تو منو دیوونه‌ی خودت کردی... پس قول بده که تا ابد گردنش بگیری!
چشماش رو بست و زیرلب میخندید.
از شدت کیوتیش پوزخندی زدی و آروم، بوسه‌ی کوتاهی روی لبش گذاشتی.
اولین بار بود که برای بوسه‌ای پیش‌قدم میشدی پس با اینکه خیلی استرس کشیدی، اما بخاطر این فرصت، واقعا خوشحال و قدردان بودی.
با دست‌های ظریفت، جسم گرمش رو محکم بغل کردی و آروم آروم چشمات به خواب رفتن...
پایان🌚🎀
(50تایی شدیییممممممممم🥳🥳 مرسی از همتوننننن🥳💛💛🌻)
#yuji
#تکپارتی#چندپارتی#سناریو#سناریو_درخواستی#درخواستی#استری_کیدز#اسکیز#فیک#فیکشن#رمان#وانشات#هان#جیسونگ#هیونجین#بنگچان#بنگ_چان#سونگمین#لینو#فلیکس#جونگین#آی.ان#چانگبین
دیدگاه ها (۷)

You drove me crazy about you...

would you like to be with me forever?

I will love you forever🙃

وقتی دوستت داشت ولی … last part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط